آیا خواهان میتواند دادخواست خود را مسترد کند؟ بررسی شرایط استرداد دادخواست و دعوا
استرداد دادخواست یکی از موضوعات مهم در آیین دادرسی مدنی است که ممکن است در جریان رسیدگی، به دلایل مختلف مورد توجه خواهان قرار گیرد. اما برخلاف تصور رایج، استرداد دادخواست و استرداد دعوا در تمام مراحل رسیدگی شرایط یکسانی ندارد و بسته به زمان اعلام استرداد، اثر حقوقی متفاوتی خواهد داشت.
قانون آیین دادرسی مدنی در ماده ۱۰۷، مقررات مربوط به استرداد دادخواست و دعوا را بهطور مشخص بیان کرده است. بر اساس این ماده، زمان استرداد، مرحله رسیدگی و وضعیت مذاکرات اصحاب دعوا در تعیین اثر حقوقی استرداد اهمیت دارد.
در این مقاله، شرایط استرداد دادخواست و دعوا، تفاوت قرار ابطال دادخواست با قرار رد دعوا و قرار سقوط دعوا و آثار هر یک را بررسی میکنیم.
استرداد دادخواست چیست؟
استرداد دادخواست به این معناست که خواهان، پس از ثبت دادخواست، در شرایطی که قانون اجازه داده است، از ادامه رسیدگی بر مبنای آن دادخواست منصرف شود.
البته از نظر حقوقی باید میان «استرداد دادخواست» و «استرداد دعوا» تفاوت قائل شد. قانونگذار در ماده ۱۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی، برای این دو وضعیت و با توجه به مرحله رسیدگی، آثار متفاوتی در نظر گرفته است.
ماده ۱۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی درباره استرداد دادخواست چه میگوید؟
ماده ۱۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی، استرداد دادخواست و دعوا را در سه وضعیت پیشبینی کرده است:
۱. استرداد دادخواست تا اولین جلسه دادرسی
بر اساس بند «الف» ماده ۱۰۷:«خواهان میتواند تا اولین جلسه دادرسی، دادخواست خود را مسترد کند.» در این حالت، دادگاه قرار ابطال دادخواست صادر میکند.
بنابراین، اگر خواهان در این مرحله از ادامه پیگیری پرونده منصرف شود، میتواند درخواست استرداد دادخواست خود را به دادگاه ارائه کند و نتیجه آن، صدور قرار ابطال دادخواست خواهد بود.
۲. استرداد دعوا پس از اولین جلسه و تا پایان دادرسی
بند «ب» ماده ۱۰۷ وضعیت متفاوتی را بیان میکند. بر اساس این بند: «خواهان میتواند مادامی که دادرسی تمام نشده دعوای خود را استرداد کند.» در این وضعیت، دادگاه قرار رد دعوا صادر میکند.
بنابراین، این مرحله با استرداد دادخواست تا اولین جلسه دادرسی تفاوت دارد؛ زیرا در اینجا قانون از استرداد دعوا سخن گفته و اثر آن نیز صدور قرار رد دعوا است.
۳. استرداد دعوا پس از ختم مذاکرات اصحاب دعوا
سومین حالت، زمانی است که مذاکرات اصحاب دعوا خاتمه یافته باشد.
مطابق بند «ج» ماده ۱۰۷، در این مرحله استرداد دعوا تنها در صورتی امکانپذیر است که: خوانده با استرداد دعوا رضایت داشته باشد؛ یا خواهان از دعوای خود به کلی صرفنظر کند. در این حالت، دادگاه قرار سقوط دعوا صادر خواهد کرد.
در نتیجه، نمیتوان گفت خواهان در هر مرحلهای بدون هیچ محدودیتی میتواند دعوای خود را مسترد کند. قانون، با پیشرفت رسیدگی، شرایط استرداد را محدودتر کرده است.
تفاوت قرار ابطال دادخواست، قرار رد دعوا و قرار سقوط دعوا چیست؟
یکی از مهمترین نکات در بحث استرداد دادخواست، توجه به تفاوت آثار این سه قرار است.
قرار ابطال دادخواست زمانی صادر میشود که خواهان تا اولین جلسه دادرسی، دادخواست خود را مسترد کند.
قرار رد دعوا زمانی صادر میشود که خواهان پس از آن مرحله و تا زمانی که دادرسی پایان نیافته است، دعوای خود را مسترد کند.
قرار سقوط دعوا مربوط به مرحلهای است که مذاکرات اصحاب دعوا خاتمه یافته و استرداد با یکی از دو شرط مقرر در بند «ج» ماده ۱۰۷ انجام شود.
بنابراین، استفاده از عبارت کلی «استرداد دادخواست» برای تمام مراحل رسیدگی دقیق نیست و در یک متن حقوقی باید مرحله رسیدگی و اثر قانونی آن مشخص شود.
آیا برای استرداد دادخواست رضایت خوانده لازم است؟
خیر، در همه مراحل رضایت خوانده لازم نیست. در مرحلهای که هنوز به اولین جلسه دادرسی نرسیدهایم، بند «الف» ماده ۱۰۷ به خواهان اجازه میدهد دادخواست خود را مسترد کند و برای این مرحله، قانون رضایت خوانده را شرط نکرده است.
در مرحله بعد نیز، یعنی تا زمانی که دادرسی تمام نشده است، بند «ب» ماده ۱۰۷ امکان استرداد دعوا را پیشبینی کرده و رضایت خوانده را بهعنوان شرط استرداد مقرر نکرده است.
اما پس از ختم مذاکرات اصحاب دعوا، وضعیت متفاوت است. در این مرحله، مطابق بند «ج» ماده ۱۰۷، یا باید خوانده رضایت داشته باشد یا خواهان از دعوا بهطور کامل صرفنظر کند.
آیا استرداد دادخواست به معنی از بین رفتن حق خواهان است؟
پاسخ این سؤال به نوع استرداد و قرار صادرشده بستگی دارد و نمیتوان برای تمام موارد یک حکم واحد صادر کرد.
نکته مهم این است که استرداد دادخواست، استرداد دعوا و سقوط دعوا مفاهیم یکسانی نیستند. بنابراین، پیش از استرداد باید مشخص شود خواهان در چه مرحلهای از رسیدگی قرار دارد و درخواست او دقیقاً چه اثری ایجاد خواهد کرد.
بهخصوص در پروندههایی که موضوع دعوا دارای آثار مالی یا حقوقی مهم است، صرفنظر کردن از دعوا ممکن است پیامدهایی فراتر از پایان رسیدگی فعلی داشته باشد و باید با توجه به ماهیت حق مورد ادعا و وضعیت پرونده بررسی شود.
نحوه درخواست استرداد دادخواست
خواهان برای اعلام استرداد میتواند درخواست خود را به مرجع رسیدگیکننده ارائه کند و در آن، مشخصات پرونده و خواسته خود مبنی بر استرداد دادخواست یا دعوا را بیان کند.
در متن درخواست بهتر است مرحله رسیدگی نیز مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا نوع تصمیم دادگاه بر اساس زمان استرداد متفاوت خواهد بود.
برای مثال، اگر هنوز اولین جلسه دادرسی برگزار نشده باشد، درخواست باید با توجه به بند «الف» ماده ۱۰۷ تنظیم شود و خواهان صدور قرار ابطال دادخواست را درخواست کند.
اما اگر دادرسی وارد مرحله بعدی شده باشد، باید مقررات بند «ب» یا حسب مورد بند «ج» ماده ۱۰۷ مورد توجه قرار گیرد.
استرداد دادخواست در صورت وجود دعوای ورود ثالث
در پروندههایی که شخص ثالث وارد دعوا شده است، موضوع پیچیدهتر میشود و نباید صرفاً بر اساس ماده ۱۰۷ درباره تمام دعاوی موجود در پرونده تصمیمگیری کرد. مطابق ماده ۱۳۰ قانون آیین دادرسی مدنی، شخص ثالثی که برای خود مستقلاً حقی در موضوع دادرسی قائل باشد یا خود را در محق شدن یکی از طرفین ذینفع بداند، میتواند تا زمانی که ختم دادرسی اعلام نشده است، با تقدیم دادخواست وارد دعوا شود.
بنابراین، اگر در یک پرونده علاوه بر دعوای اصلی، دعوی ورود ثالث نیز مطرح شده باشد، باید مشخص شود شخص ثالث چه خواستهای را مطرح کرده و دعوای او چه ارتباطی با دعوای اصلی دارد.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که قانون، برای دعوای ورود ثالث نیز تشریفات و مقررات خاصی پیشبینی کرده است. همچنین ماده ۱۳۳ قانون آیین دادرسی مدنی به دادگاه اجازه میدهد در شرایط مقرر، دعوای ثالث را از دعوای اصلی تفکیک کند.
آیا خواهان میتواند بعداً دوباره همان دعوا را مطرح کند؟
پاسخ به این سؤال به نوع قرار صادرشده، مفاد استرداد، ماهیت حق مورد ادعا و سایر شرایط پرونده بستگی دارد.
به همین دلیل، عبارت «استرداد دادخواست همیشه امکان طرح مجدد دعوا را باقی میگذارد» یا برعکس، «استرداد همیشه مانع طرح مجدد است» از نظر حقوقی بیان دقیقی نیست. بهویژه در مورد قرار سقوط دعوا، باید آثار حقوقی آن با دقت بیشتری بررسی شود و نمیتوان آثار سه وضعیت مندرج در ماده ۱۰۷ را یکسان دانست.
نکات مهم درباره استرداد دادخواست
در یک جمعبندی حقوقی، مهمترین نکات عبارتاند از:
1- تا اولین جلسه دادرسی: خواهان میتواند دادخواست خود را مسترد کند و دادگاه قرار ابطال دادخواست صادر میکند.
2- پس از آن و تا پایان دادرسی: امکان استرداد دعوا وجود دارد و نتیجه آن صدور قرار رد دعوا است.
3-پس از ختم مذاکرات اصحاب دعوا: استرداد دعوا نیازمند رضایت خوانده یا صرفنظر کردن کامل خواهان از دعواست و دادگاه قرار سقوط دعوا صادر میکند.
4-صرف استفاده از عنوان «استرداد دادخواست» برای تمام مراحل رسیدگی از نظر حقوقی دقیق نیست.
5- اگر در پرونده دعوی ورود ثالث مطرح شده باشد، وضعیت دعوای ثالث نیز باید جداگانه بررسی شود.
6- پیش از استرداد، باید آثار تصمیم بر امکان پیگیری مجدد حق و سایر دعاوی مرتبط بررسی شود.
پرسشهای متداول درباره استرداد دادخواست
آیا خواهان میتواند قبل از جلسه اول دادخواست خود را پس بگیرد؟
بله. بند «الف» ماده ۱۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی این امکان را تا اولین جلسه دادرسی پیشبینی کرده است و نتیجه آن صدور قرار ابطال دادخواست خواهد بود.
آیا رضایت خوانده برای استرداد دادخواست لازم است؟
در مرحله مقرر در بند «الف» ماده ۱۰۷، رضایت خوانده شرط نشده است. در مرحله پس از ختم مذاکرات، رضایت خوانده یکی از دو راه قانونی پیشبینیشده برای استرداد دعواست.
تفاوت استرداد دادخواست و استرداد دعوا چیست؟
استرداد دادخواست و استرداد دعوا از نظر مرحله رسیدگی و آثار حقوقی یکسان نیستند. ماده ۱۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی برای آنها، متناسب با مرحله رسیدگی، تصمیمات متفاوتی مانند ابطال دادخواست، رد دعوا و سقوط دعوا را پیشبینی کرده است.
اگر شخص ثالث وارد پرونده شده باشد، آیا استرداد دعوای اصلی همه چیز را تمام میکند؟
الزاماً نمیتوان چنین نتیجهای گرفت. دعوای ورود ثالث دارای مقررات خاص خود است و باید نوع خواسته شخص ثالث، ارتباط آن با دعوای اصلی و وضعیت رسیدگی به آن بررسی شود. مواد ۱۳۰ و ۱۳۳ قانون آیین دادرسی مدنی در این زمینه اهمیت دارند.
جمعبندی
استرداد دادخواست حقی است که قانون آیین دادرسی مدنی برای خواهان در شرایط مشخص به رسمیت شناخته است، اما این حق در تمام مراحل رسیدگی آثار یکسانی ندارد.
مهمترین مستند قانونی در این زمینه، ماده ۱۰۷ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹ است. بر اساس این ماده، زمان استرداد تعیین میکند که دادگاه قرار ابطال دادخواست، قرار رد دعوا یا قرار سقوط دعوا صادر کند.
همچنین در پروندههایی که دعوای ورود ثالث مطرح شده، صرف توجه به دعوای اصلی کافی نیست و وضعیت دعوای ثالث نیز باید با توجه به مقررات مربوط به ورود ثالث بررسی شود.
بنابراین، پیش از ثبت درخواست استرداد، بهتر است مرحله دقیق رسیدگی، نوع دعوا، وضعیت مذاکرات طرفین و وجود دعاوی مرتبط در پرونده بررسی شود تا تصمیمی اتخاذ نشود که آثار حقوقی آن با هدف خواهان متفاوت باشد.
مدیریت هوشمند پروندههای حقوقی با نرمافزار دعاوی و املاک درگاه
در پروندههای حقوقی، ثبت دادخواست تنها آغاز مسیر است؛ پیگیری مراحل دادرسی، مدیریت اسناد و مدارک، ثبت اقدامات و مهلتهای قانونی و دسترسی سریع به سوابق پروندهها نیز اهمیت زیادی دارد. بهویژه در پروندههای متعدد، کنترل این اطلاعات بهصورت دستی میتواند احتمال خطا یا از دست رفتن مهلتهای مهم را افزایش دهد.
نرمافزار دعاوی حقوقی و املاک درگاه با فراهم کردن امکان مدیریت متمرکز پروندههای حقوقی و ملکی، ثبت و پیگیری اقدامات، مدیریت مستندات و دسترسی به سوابق پروندهها، به واحدهای حقوقی سازمانها کمک میکند فرآیندهای حقوقی خود را منظمتر و قابلکنترلتر مدیریت کنند.
اگر سازمان شما با تعداد زیادی پرونده حقوقی، دعاوی ملکی و فرآیندهای قضایی سروکار دارد، درگاه میتواند مدیریت این پروندهها را از یک فرآیند پراکنده به یک سیستم یکپارچه تبدیل کند.
منابع و مستندات حقوقی
قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹، ماده ۱۰۷؛ مقررات استرداد دادخواست و دعوا.
قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، مواد ۱۳۰ و ۱۳۱؛ مقررات مربوط به ورود شخص ثالث.
ماده ۱۳۳ قانون آیین دادرسی مدنی؛ تفکیک دعوای ثالث از دعوای اصلی در شرایط مقرر قانونی.
ما را در اینستاگرام دنبال کنید.
بدون دیدگاه